عکس دیدنی : کروبی تحت انرژی درمانی
عکس : چه کسی پایان جهان را رقم میزند؟!
عکس : جشن فارغالتحصيلي دانشجويان دختر در يمن
عکسهای دیدنی شهربازی هیجان انگیز و واقعاً بی نظیر
عکس : آگهی جالب یک فروشگاه لباس در تهران
عکس های دیدنی : بچه 14ماههای که قدبلندتر از مادرش است
عکس : یک دیوار نوشته باورنکردنی در تهران
عکس ها وحرفهای تکاندهنده بازیگر زن ایرانی سینما و تلویزیون که مرد شد
عکس حیرت انگیز از چشم شخصی که به مدت طولانی کراک مصرف کرده
تصوير يك مرد با همسر عجيب و غريب خود سر ميز غذا
عکسهایی حیرت انگیز از دختری که در زمان منجمد گردیده است
عکسهای دیدنی خانه های آخر الزمان
عکس دیدنی : دو قلوهایی با 10 سال اختلاف سنی به دنیا آمد
از تدريس معارف محمد رضا گلزار تا كلاس هاي شيمي سروش صحت
عکس : گوشهای پسر 6 ساله او را از مرگ نجات داد
انتخاب همسر را به گوشتان بسپاريد
طرز پخت کباب دورنگ
سوپ بروکلی و مرغ
فروش ویژه گردنبند ماه تولد
فروش ویژه ساعت LED - زنانه و مردانه با مارک بسيار مدرن Puma
صفحه نمایشی
بسیار جالب که در زمانی که شما نیازی به روشن بودن ساعت ندارید کاملا سیاه است و
کافی است دکمه مربوطه را فشار دهید تا صفحه به طرز
خارق العاده ای روشن شود …
این ساعت برخلاف ساعت های دیگر دارای عقربه و یا صفحه نمایش دیجیتالی نیست ! , بلکه دارای صفحه نمایش LED واقعی است !!
قیمت فقط : ده هزار تومان(مقايسه كنيد !)
شعر چتی
شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای كمندش / كمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من كم كم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام / كه باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم / زفكرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم كه وقت آن رسیده / كه بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم كه قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش كردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندكی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا / كمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاك عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم كده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم كه او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم كه دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید
كه تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت
تهیه و تنظیم: مجله اینترنتی تک محفل دات کام
تعداد بازدید: 448 نویسنده:reza تاریخ ارسال:2010-07-13


مطالب مرتبط
خانم ها مثل چی هستن...
حکايت زن و مرد از نظر مردم ايران
جوکهاي ملانصرالدين
طنز!! چقدر همسرتان را دوست داريد؟
کلاس هاي تخصصي .... ( ظنز )
واردات جنس مذکر و مونث از چين ؟!!
سیر تکاملی رفتار با دختر ها در خانواده (طنز)
کمی بخندیم ...
طنز: ضربالمثل و جایگزین آن!
شعر طنز : تجدید فراش
تفاوت زن در آمریکا ، ایران و عربستان (طنز)
خانم ها مثل چی هستن
پلیس در نقاط مختلف دنیا
درد و دل یک دختر ترشیده
فقط ايرانيها اين همه فقط دارن
طنز : تغییر صبحانه در سالهای پس از ازدواج !
تست های کنکور 89 (طنز)
شعر چتی
مادر زن

لینک همکاران



























