سيگاريها، ضريب هوشي پايينتري دارند
غلبه بر احساسات با يك تمرين ذهني
تاثير مثبت سخت گيري روي كودكان
چگونه الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید؟
رازهايي در باره تربيت فرزندان
به كودك خجالتي خود كمك كنيد
آیا كودك من افسرده است؟
ده گام بسوي پرورش يك كودك بردبار و مقاوم
کابوس های کودکان
فال امروز: چهارشنبه 5 اسفند ۱۳۸۸
ديدني هاي روز: 5 اسفند
اس ام اس جالب(5 اسفند)
سری جدید اس ام اس های عاشقانه اسفند ماه ۸۸
عکسهای الناز شاکردوست نیکی کریمی و امین حیایی
دو عکس از فیلم تلویزیونی " ته تغاری "
مصاحبه با حامد بهداد در مورد فیلم «گربههای ایرانی»
عکس قدیمی از بازار تهران در سال 1348
عکس امید به زندگی و لذت بردن !
روزی که امیر کبیر گریه کرد!
در سال 1264 قمری، نخستین برنامهی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبلهکوبی میکردند.
اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود
هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله میکوبند. اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همهی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیدهاند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچههایتان آبلهکوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده میشود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست دادهای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمیگردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مردهاند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور میکردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هایهای میگرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچهی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشکهایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیدهاند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویسها بساطشان را جمع میکنند. تمام ایرانیها اولاد حقیقی من هستند و من از این میگریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند
تهيه و تنظيم: مجله اينترنتي تک محفل دات كام
تهیه و تنظیم: مجله اینترنتی تک محفل دات کامتعداد بازدید: 111 نویسنده:reza تاریخ ارسال:2009-05-15

مطالب مرتبط
10 اثر برتر داستانی دهه اول قرن 21
10 اثر برتر داستانی دهه اول قرن 21
گزيده هايي از سخنان نادرشاه افشار
كشف معبد الههی عذاب در تركیه
بيسمارك،رزمناو هود جواهر بريتانيا را غرقكرد
تاريخچه تصويري کعبه از حضرت آدم تا سال 2012!
كشف سنگنوشته مرقد امام رضا(ع)+عکس
واقعیات زندگی ناپلئون
سرنوشت آخرين وليعهد قاجاريه؛محمدحسن ميرزا
شاه سلطان حسين کيست؟
اعطاي گواهينامه ميراث جهاني به تخت جمشيد
کشتی نوح چگونه پیدا شد؟
10 پايتخت باستاني جهان
نجس ترين چيز دنيا
تمدن ايران زمين در موزه لوور فرانسه
تصویر: مزار سازنده توپولوف
آدم و حوا در آفريقا زندگي ميكردند؟
معناي پاسارگاد چيست؟
آيا ميدانيد حضرت يوسف (ع) بعد از فوت چگونه دفن شدند؟

لینک همکاران

